Toggle stanza 1
دلنواز ز من خسته جگر بازمایست
1

دلنواز ز من خسته جگر بازمایست

دیده روشنی از اهل نظر بازمایست

2

با تو از هر غرضم پاک ز همراهی من

به غرضهای حریفان دگر بازمایست

3

فتنه ای خاست به پای از تو به هر راهگذر

زود بخرام و به هرراهگذر بازمایست

4

دین و دل شد به رهت جان به لب آمده نیز

گو روان شو ز رفیقان سفر بازمایست

5

باد در خنده عشرت لب تو با دگران

گو نم حسرتم از دیده تر بازمایست

6

ای گرفتارهوس سر غم عشق طلب

به گمان هنر از کسب هنر بازمایست

7

جامی از جلوه معشوق خبر پرسی چند

طالب نقد عیان شو به خبر بازمایست

Sources

Persian text source: Ganjoor