غزل شمارهٔ 462
Toggle stanza 1دلا ز قید حریفان بیخرد بگریز
11
دلا ز قید حریفان بیخرد بگریز
تو مرغ زیرکی از دام دیو و دد بگریز
22
قبول صحبت نیکان اگر نیی باری
یکی بکوش و ز همصحبتان بد بگریز
33
بس است ز ابجد عشق ای پسر تو را این حرف
که ذکر اب مکن از گفت و گوی جد بگریز
44
گریختن ز حسد تا به کی ز اهل صفا
اگر صفای دلی داری از حسد بگریز
55
مده به راحت فانی حیات باقی را
به محنت دو سه روز از غم ابد بگریز
66
چو نیست خاصیتی در قبول و رد کسان
نه بر قبول کن اقبال و نی ز رد بگریز
77
خمیر مایه هر نیک و بد تویی جامی
خلاصی از همه می بایدت ز خود بگریز
Sources
Persian text source: Ganjoor

