Toggle stanza 1
هر که بینم که پس زانوی غم آه کشد
1

هر که بینم که پس زانوی غم آه کشد

میرم از غم که مبادا ز غم آن ماه کشد

2

با وجود قد رعناش اگر زاهد را

دل به طوبی کشد از همت کوتاه کشد

3

هرکه از پیرهنش نکهت جان یافت کجا

منت بوی گل از باد سحرگاه کشد

4

آگهی جوی دراین راه که استاد ازل

رقم عشق به لوح دل آگاه کشد

5

گو مرا زار بکش گرد همه شهر بکش

سر ز حکمش نکشم خواه کشد خواه کشد

6

می کنم شب همه شب از غم او ناله و آه

چون اسیری که نفیر از ستم شاه کشد

7

گر نه جامی به بلاییست گرفتار چرا

همه شب نعره زند گریه کند آه کشد

Sources

Persian text source: Ganjoor