غزل شمارهٔ 24
Poet: Jami
Toggle stanza 1شد سحر قاید اقبال من شیدا را
11
شد سحر قاید اقبال من شیدا را
آتش انس من جانب طور نارا
22
ای خوش آن آتش رخشنده کز آیینه صبح
می برد شعله آن رنگ شب یلدا را
33
گر نیابم ز سر کوی تو در کعبه نشان
از مژه دجله بغداد کنم بطحا را
44
نکهت عنبر سارا همه عالم بگرفت
تا صبا شانه زد آن طره عنبرسا را
55
طوطی ناطقه را قوت حدیث لب توست
به حدیثی بگشا آن لب شکرخا را
66
بس که رفتند شهیدان غمت سوی عدم
لاله ها غرقه به خون می دمد آن صحرا را
77
جامی از عرض سخن چیست ندانم غرضت
چون درین عهد کسی کم خرد این کالا را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

