غزل شمارهٔ 219
Toggle stanza 1شب کجا رفتی که دور از روی تو خوابم نبرد
11
شب کجا رفتی که دور از روی تو خوابم نبرد
بس که کردم گریه حیرانم که چون آبم نبرد
22
چون غریبان شب نیفتادم به کنج مسجدی
کاروزی ابرویت تا طاق محرابم نبرد
33
عشق تو آمد چنان شیرین که هرگز ذوق آن
از دل و جان تلخ گوییهای احبابم نبرد
44
از ره عشقت نماندم باز هرگز کز قفا
در رگ جان زلف تو افکنده قلابم نبرد
55
در شب زلفت نگشتم گم که ماه عارضت
پیش پیش ره چراغ از نور مهتابم نبرد
66
جست و جوی گوهر وصل تو کردم عمرها
از جهان رخت بقا جز درد نایابم نبرد
77
جامیم من تا بدیدم جام میگون لبت
سوی میخانه بجز میل می نابم نبرد
Sources
Persian text source: Ganjoor

