Toggle stanza 1
گر روی بی تو مرا داغ جگر تازه شود
1

گر روی بی تو مرا داغ جگر تازه شود

چون بیایی به توام مهر دگر تازه شود

2

تازه شد خط و رخت از دم روشن نفسان

چون گل و سبزه که از باد سحر تازه شود

3

تا شنیدم که بود عشق هنر هر نفسی

در دلم داعیه کسب هنر تازه شود

4

سویم از خاک در خویش غباری بفرست

که ازان سرمه مرا نور بصر تازه شود

5

بس که از جور رقیبان درت در رنجم

هر دم از کوی توام عزم سفر تازه شود

6

دیده را شد ز غبار خط سبزت مژه تر

چون لب جوی که از سبزه تر تازه شود

7

جامی اینسان که کند شرح نظربازی خویش

زود ازو قاعده علم نظر تازه شود

Sources

Persian text source: Ganjoor