Toggle stanza 1
یار کز ساعد آستین بر زد
1

یار کز ساعد آستین بر زد

بهر تاراج عقل و دین برزد

2

دست مهرش گرفت جیب دلم

گرچه دامن به قصد کین بر زد

3

داغ سودا نهاد بر دل گل

تا به رخ خال عنبرین بر زد

4

رخنه در قبله نیازم کرد

تا به ابروی ناز چین بر زد

5

نیست آن خط که خاتم جم را

مور مشکین سر از نگین بر زد

6

سوخت عالم چو شعله آهم

علم از جان آتشین بر زد

7

نیست بر خاک جامی این لاله

داغ او شعله از زمین بر زد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 397 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood