Toggle stanza 1
ای صیقل جبین تو داده جلای روح
1

ای صیقل جبین تو داده جلای روح

در دل بود خیال تو تن را به جای روح

2

ای نسبت صفای بتان با وجود تو

چون نسبت کدورت تن با صفای روح

3

خود گو که از تو چون گسلم چون تویی مرا

محنت زدای قالب و راحت فزای روح

4

جان را گداختم به هوای تنت بلی

تن را کنند اهل ارادت فدای روح

5

روحم خبر ز عشق ازل می دهد کجاست

روحانیی که گوش کند ماجرای روح

6

روح الله آن نفس که ز روح القدس گرفت

لعل لبت به آن زند اکنون صلای روح

7

تو روح جامیی و می لعل چون خوری

باشد تو را غذای تن او را غذای روح

Sources

Persian text source: Ganjoor