غزل شمارهٔ 87
Poet: Jami
Toggle stanza 1سر زلفت گره بر کار من زد
11
سر زلفت گره بر کار من زد
لب لعلت دم از آزار من زد
22
دلم جز راه هشیاری نمی رفت
خطت راه دل هشیار من زد
33
به خود پندار صبرم بود کآتش
غمت در خرمن پندار من زد
44
به خون دل غمت را کلک مژگان
رقم بر صفحه رخسار من زد
55
به عقلم کی رسد دعوی که عشقت
قفای عقل دعویدار من زد
66
به سینه عشق سنگ محنتم کوفت
در گنجینه اسرار من زد
77
قبول دوست بس جامی چه باک است
رقیب ار طعنه بر گفتار من زد
Sources
Persian text source: Ganjoor

