غزل شمارهٔ 319
Toggle stanza 1هر آه جگرسوز که از سینه برآید
هر آه جگرسوز که از سینه برآید
دودی ست کزو بوی کباب جگر آید
نزدیک به مردن رسم از بس که طپد دل
چون شکل تو از دور مرا در نظر آید
من بنده روی تو که هر بار که بینم
در چشم من از بار دگر خوب تر آید
از خون جگر رهگذر دیده ببندم
زان روزنه گر غیر خیال تو درآید
بگذر به سرم عمر کسی تا فکنم سر
در پای تو زان پیش که عمرم به سر آید
پیوسته دعای تو کنم چون کنم این ست
کاری که به دست من درویش برآید
جز ناله مکن کار دگر جامی ازین پس
باشد که ز صد ناله یکی کارگر آید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر نکته که از زهر اجل تلختر آید
آن را چو بگوید لب تو چون شکر آید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 654
داغ از جگر سوختگان دیر برآید
خورشید ز مغرب به قیامت بدر آید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4424
سرمست چو آن شاخ گل از باغ برآید
باغش چو نفس سوختگان بر اثر آید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4425
آن خرمن گل چون ز در باغ درآید
سرو از لب جو چند قدم پیشتر آید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4426
خطی که ازان چهره روشن بدر آید
آهی است که سینه خورشید برآید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4427
Sources
Persian text source: Ganjoor

