غزل شمارهٔ 34
Poet: Jami
Toggle stanza 1کیست کز عشاق پیغامی رساند یار را
کیست کز عشاق پیغامی رساند یار را
وز فراموشان دهد یاد آن فرامش کار را
شد دلم آزرده زخم غم هجران کجاست
مرهم وصلی که از دل چیند آن آزار را
ز اشک خونین سرخرویی هاست پیش مردمم
حق گزاری چون کنم این دیده خونبار را
خون ازان گریم ز هجر او که در خون غرقه به
دیده کو لایق نباشد دولت دیدار را
پار گفت آن مه برایم با تو خوش سال دگر
شد چنان امسال کاندر خواب جویم پار را
بهر خود نام سگ آن در نخواهم عاریت
چون پسندم بر شعار دولتش این عار را
سر به بالین جدایی دید جامی را طبیب
گفت جز مردن علاجی نیست این بیمار را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را
داد گلزار جمالت جان شیرین خار را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 159
تنگدستی راست سازد نفسِ کجرفتار را
پیچ و تاب از وسعتِ ره میفزاید مار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 54
کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
راستی سنگِ رهِ رفتار باشد مار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 55
آه میباشد مسلسل خاطرِ افگار را
در درازی نیست کوتاهی شبِ بیمار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 56
کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
داس صیقل ندرود این سبزهٔ زنگار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 57
نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را
شمعِ بالین از تبِ گرم است این بیمار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 58
یارب انصافی بده آن شیخ دعوی دار را
تا به خواری ننگرد رندان دردی خوار را
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 32
چند بوسم دست و پا پیک دیار یار را
فرخ آن ساعت که یابم دولت دیدار را
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 33
Sources
Persian text source: Ganjoor

