غزل شمارهٔ 33
Poet: Jami
Toggle stanza 1چند بوسم دست و پا پیک دیار یار را
چند بوسم دست و پا پیک دیار یار را
فرخ آن ساعت که یابم دولت دیدار را
یار اگر طعن فرامش کاریم زد باک نیست
زانکه با یادش فرامش کرده ام اغیار را
خواندمی طومار غم بی او ولی چون شد مرا
نامه اش تعویذ جان طی کردم آن طومار را
دیده ام آزار ازان رخ دور می خواهم دلم
تا دهد بیرون به شرح دوری آن آزار را
لیک نازک باشد آن خاطر ندانم چون کنم
درج در گفتار کم درد دل بسیار را
بنده جامی و دعای او که برناید ز دست
خدمتی زین به دعاگویان خدمتکار را
چون مراد نامرادان آمد آن همواره باد
بر مراد او مدار این گنبد دوار را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را
داد گلزار جمالت جان شیرین خار را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 159
تنگدستی راست سازد نفسِ کجرفتار را
پیچ و تاب از وسعتِ ره میفزاید مار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 54
کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
راستی سنگِ رهِ رفتار باشد مار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 55
آه میباشد مسلسل خاطرِ افگار را
در درازی نیست کوتاهی شبِ بیمار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 56
کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را
داس صیقل ندرود این سبزهٔ زنگار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 57
نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را
شمعِ بالین از تبِ گرم است این بیمار را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 58
یارب انصافی بده آن شیخ دعوی دار را
تا به خواری ننگرد رندان دردی خوار را
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 32
کیست کز عشاق پیغامی رساند یار را
وز فراموشان دهد یاد آن فرامش کار را
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 34
Sources
Persian text source: Ganjoor

