Toggle stanza 1
در همه شهر دلی کو که نه خون کرده توست
1

در همه شهر دلی کو که نه خون کرده توست

یا درونی که نه از زخم غم آزرده توست

2

جان ز مژگان تو ریش است و دل از غمزه فگار

هر که را می نگرم تیر جفا خورده توست

3

پرده برداشتی از راز من ای چرخ فلک

آه ازین بوالعجبی ها که پس پرده توست

4

حرص نرگس نگر ای غنچه که با آن زر و سیم

روز و شب چشم طمع دوخته بر خرده توست

5

از نسیم گل و مل دین و دلم رفت به باد

آخر ای باد صبا این همه آورده توست

6

شکر فیض تو چمن چون کند ای ابر بهار

که اگر خار و گر گل همه پرورده توست

7

گر رود ناوک آهی ز دل سوخته ای

جامی سوخته دل سینه سپر کرده توست

Sources

Persian text source: Ganjoor