Toggle stanza 1
صبح دولت را فروغ از آفتاب روی توست
1

صبح دولت را فروغ از آفتاب روی توست

قبله رندان مقبل گوشه ابروی توست

2

دمبدم عرضه مده خوبان شهر آشوب را

کز همه عالم همین میل دل من سوی توست

3

روی نیکو از من بد روز پوشیدی ولی

چشم نیکویی هنوزم از رخ نیکوی توست

4

از همه سیمینبران بردی به زور پنجه دست

ناتوانی را چه تاب ساعد و بازوی توست

5

لب گزی چون گویمت آزار جان من مجوی

جان من آزار جان جستن همانا خوی توست

6

دل به صد شاخ است در بستان صنوبر را چو من

گوییا دلداده سرو قد دلجوی توست

7

یک زمان پهلوی ما یک لحظه پهلوی رقیب

راحت و رنجی که ما را هست از پهلوی توست

8

نیست جامی را نوایی جز سرود عشق تو

تو گل نورسته‌ای او بلبل خوشگوی توست

Sources

Persian text source: Ganjoor