Toggle stanza 1
لبم از شعله شوق آبله پر خون زد
1

لبم از شعله شوق آبله پر خون زد

بهر پابوس تو جان خیمه ز تن بیرون زد

2

هر حبابی که ز خونابه چشمم برخاست

دل به بزم غم ازان جام می گلگون زد

3

چون رود نقش خط سبز تو از خاطر ما

کین رقم بر ورق ما قلم بی چون زد

4

جوهری را لب و دندان تو آمد به خیال

قفل یاقوت چو بر درج در مکنون زد

5

سر ما باد کم از خاک به زیر قدمی

که به راه تو ز ما یک دو سه گام افزون زد

6

رگ رگ ما ز تو نالان بود آن کیست بگو

که نه در چنگ غمت نعره بدین قانون زد

7

جامی احسنت که در نظم عجم نو کردی

آن نوا را که در اشعار عرب مجنون زد

Sources

Persian text source: Ganjoor