غزل شمارهٔ 48
Toggle stanza 1دو هفته شد که ندیدم مه دو هفته خود را
11
دو هفته شد که ندیدم مه دو هفته خود را
کجا روم به که گویم غم نهفته خود را
22
درآ ز خواب خوش ای بخت بد مگر بگشایم
به روی همچو مهش چشم شب نخفته خود را
33
خدای را مکن ای باغبان مضایقه چندان
که یک نظاره کنم باغ نوشکفته خود را
44
رمید دل ز من از زلف دام نه که نخواهم
به جز شکار تو مرغ هوا گرفته خود را
55
ز هر چه غیر تو خالی ست دل بیا و بیار
حریم منزل از گرد غیر رفته خود را
66
مریز اشک من ای چشم خون گرفته که خواهم
کنم نثار رهش این در نسفته خود را
77
همین بس است به او نامه جامیا که نویسی
به خون دل سویش این دردناک گفته خود را
Sources
Persian text source: Ganjoor

