Toggle stanza 1
منم ز جان شده بنده مه یگانه خود را
1

منم ز جان شده بنده مه یگانه خود را

که ساخت جلوه گه ناز بنده خانه خود را

2

قدم به خانه ام آن سرو تا نهاده به هر دم

هزار بوسه زنم خاک آستانه خود را

3

نداد دست جز اینم که ریختم ز دو دیده

به پای او گهر اشک دانه دانه خود را

4

کبوتر حرم او به شاخ سدره و طوبی

نمی دهد خس و خاشاک آشیانه خود را

5

گرفت قصه دردم درازی از غم هجران

کجاست یار که کوته کنم فسانه خود را

6

بهانه سازم و سویش روم ولی چو بپرسد

چه کار آمده ای گم کنم بهانه خود را

7

چو پیش یار نگفتند شرح عشق تو جامی

رسان به عرض وی این شعر عاشقانه خود را

Sources

Persian text source: Ganjoor