Toggle stanza 1
عید شد و عالمی کشته جولان تو را
1

عید شد و عالمی کشته جولان تو را

تا که قبول اوفتد از همه قربان تو را

2

نعل سم توسنت حیف بود بر زمین

دیده عشاق باد عرصه میدان تو را

3

بردن دلهات کار، غارت دینها شعار

به که نیفتد دوچار هیچ مسلمان تو را

4

تیغ سیاست بکش خون اسیران بریز

دولت خوبی چو داد حشمت سلطان تو را

5

می فکنی تیر و من رنجه که ناگه برد

این جگر آتشین آب ز پیکان تو را

6

ابر سیه گو سحر روزن مشرق ببند

مطلع خورشید بس چاک گریبان تو را

7

راحله را جامیا ریگ حرم ساز جا

چند کند پای بند خاک خراسان تو را

Sources

Persian text source: Ganjoor