Toggle stanza 1
بر آفتاب سلسلهٔ پرشکن مپیچ
1

بر آفتاب سلسلهٔ پرشکن مپیچ

مشکین طناب بر ورق یاسمن مپیچ

2

زخمم زدی هزار ز یک نکته، ای رقیب

مانند مار این همه بر خویشتن مپیچ

3

بر تن شهید عشق تو را خونْ لباس بس

چون مردهٔ فسرده‌اش اندر کفن مپیچ

4

خواهم که سر نهی به کنارم به وقت خواب

امشب، خدای را، که سر از حکم من مپیچ

5

باشد دلا فسانهٔ آن زلف بس دراز

طوماروار در صفتش بر سخن مپیچ

6

بویش به هر مشام دریغ آید ای نسیم

مگْذر بر آن قبا و در آن پیرهن مپیچ

7

جامی! تو را کمال بس است این طریقِ خاص

در طورِ شعرِ خسرو و نظم حَسَن مپیچ

Sources

Persian text source: Ganjoor