Toggle stanza 1
شب از گریه چندان گهر سفته ام
1

شب از گریه چندان گهر سفته ام

که تا روز غرق گهر خفته ام

2

ولی چون تو را درنیاید به گوش

چه سود این گهرها که من سفته ام

3

به جمعیت وصل ره چون برم

چنین کز فراق تو آشفته ام

4

مگو مژده قتل من گو به دل

که عمریست کین را به دل گفته ام

5

نداده ست بویی گل از تو به باغ

که چون غنچه زان بوی نشکفته ام

6

بود عیب من عشق و چون زاهدان

ز کس هرگز این عیب ننهفته ام

7

ز جامی میندیش و بیرون خرام

کزین آستان گرد وی رفته ام

Sources

Persian text source: Ganjoor