Toggle stanza 1
خار غم بیخ فرو برده در آب و گل ما
1

خار غم بیخ فرو برده در آب و گل ما

غنچه کم خاسته زین خار چو پر خون دل ما

2

بس که در راه تو ای کعبه جان گریانیم

بر سر آب چو کشتیست روان محمل ما

3

شب برد ناله ما خواب رفیقان سفر

به که از منزل شان دور بود منزل ما

4

دل نهادیم به بی حاصلی خود چه کنیم

حاصلی نیست ز سعی دل بیحاصل ما

5

کشته خنجر تسلیم بود عاشق تو

نیست حاجت که کشی تیغ پی بسمل ما

6

شغل مرغان اولی اجنحه پروانگی است

تا ز شمع رخت افروخته شد محفل ما

7

جامی از مشکل خود پرده چه سان بگشایم

گر نه رشح قلمت شرح کند مشکل ما

Sources

Persian text source: Ganjoor