غزل شمارهٔ 398
Toggle stanza 1آن نازنین جوان را میل شکار جان بین
11
آن نازنین جوان را میل شکار جان بین
مشکین خدنگهایش بر عنبرین کمان بین
22
خط می زند به سبزی بر طرف عارض او
شاخی ز سنبل تر پیوند ارغوان بین
33
ای تن چو موی کرده در سرغیب دانی
بند قباش بگشا باریکی میان بین
44
ای نبض جوی عاشق پیش آر دست لطفی
در آستینش مشتی فرسوده استخوان بین
55
دانی چگونه گردد خط منتهی به نقطه
خط لبش چو دیدی آن نقطه دهان بین
66
تا قدر خود بداند گو پا برون نه از در
سرهای تاجداران بر خاک آستان بین
77
کاتب چو شعر جامی جدول کشد به سرخی
در دفترش ز هر سو سیلاب خون روان بین
Sources
Persian text source: Ganjoor

