Toggle stanza 1
اغیار را مدام می از جام زر دهی
1

اغیار را مدام می از جام زر دهی

چون دور ما رسد همه خون جگر دهی

2

جانم ز شوق سوخت چه باشد اگر گهی

بویی ز پیرهن به نسیم سحر دهی

3

ای باد اگر کنی سوی آن آستان گذر

از من هزار بوسه بر آن خاک در دهی

4

ور در حریم حرمت او بار باشدت

از حال خستگان فراقش خبر دهی

5

بیماری مرا نتواند کسی علاج

خیز ای طبیب چند مرا درد سر دهی

6

ساقی شتاب کن که بود محنت فراق

گردد فرامش ار دو سه جام دگر دهی

7

جامی به جان رسید ز غم کاش ای اجل

از جام مرگ شربت او زودتر دهی

Sources

Persian text source: Ganjoor