غزل شمارهٔ 698
Toggle stanza 1اگر به کوی تو یک شب سری به خشت نهم
11
اگر به کوی تو یک شب سری به خشت نهم
سرم مباد اگر پای در بهشت نهم
22
ز فرش سندس و استبرقم نیاید یاد
چو تن به یاد تو بر خاک و سر به خشت نهم
33
ز وضع زهد نیابم نسیم خیر آن به
که نقد صومعه بر آتش کنشت نهم
44
کجا به کعبه مقصود ره توانم برد
چو گام سعی نه بر وفق سرنوشت نهم
55
ز لوح ساده توان خواند سر خط خوشت
چرا به صفحه دل حرف خوب و زشت نهم
66
ز کشتزار حیاتم بس این که مجلس عیش
به پای سرو و لب جوی و طرف کشت نهم
77
ز دست رفت سر رشته وفا جامی
عنان چه در کف یار جفاسرشت نهم
Sources
Persian text source: Ganjoor

