Toggle stanza 1
آن لاله رخ که باشد از داغ ما فراغش
1

آن لاله رخ که باشد از داغ ما فراغش

از دیده رفت لیکن بر سینه ماند داغش

2

سروی به تازگی بود از باغ لطف رسته

زد سیل قهر موجی کند از حریم باغش

3

خرم گلی به بستان بشکفت بعد عمری

نادیده سیر بلبل تاراج کرد زاغش

4

آن را که این شمامه دوران رباید از کف

مشکل که هیچ عطری مشکین کند دماغش

5

زان گمشده ندانم با من نشان که گوید

جایی نرفت کز کس کردن توان سراغش

6

دل را ره برون شد کی باشد از شب غم

کز باد بی نیازی بی نور شد چراغش

7

اینسان که شغل هجران شد رنج بخش جامی

کی خواب راحت آید بر بستر فراغش

Sources

Persian text source: Ganjoor