Toggle stanza 1
باده تا چاشنیی زان لب چون نوش گرفت
1

باده تا چاشنیی زان لب چون نوش گرفت

آتش از رشک به جان من مدهوش گرفت

2

همت من که فلک غاشیه اش داشت به دوش

عاقبت غاشیه عشق تو بر دوش گرفت

3

لاف با لطف بناگوش تو چون سیم زده ست

زر پی عذر چرا حلقه شد و گوش گرفت

4

دوش تا صبحدم از یاد تو بی خود بودم

امشبم باز همان بی خودی دوش گرفت

5

خواهم از رشک قبا جامه جان چاک زدن

که چرا قد تو را تنگ در آغوش گرفت

6

عشقت از درد سر هوش و خرد بود به تنگ

دل من ترک خرد کرد و کم هوش گرفت

7

جامی از ظلم تو ای ماه سپاهی خواهد

دامن شاه عطاپاش خطاپوش گرفت

Sources

Persian text source: Ganjoor