غزل شمارهٔ 44
Poet: Jami
Toggle stanza 1معلم گو مده تعلیم بیداد آن پریرو را
معلم گو مده تعلیم بیداد آن پریرو را
که جز خوی نکو لایق نباشد روی نیکو را
مرا چشم نکویی بود ازان بدخو چه دانستم
که خواهد گوش کردن در حق من قول بدگو را
رقیبا چون به ره می بینم افتاده رحمی کن
یکی زین سو خرامان بگذران آن سرو دلجو را
اگر پای سگی می بوسم ای ناصح مکن عیبم
که من روزی به کوی آشنایی دیده ام او را
به جای هر سر مو بر تن من باد صد نشتر
اگر خواهم ز درد دوست خالی یک سر مو را
نیفتادی میان خاک و خون هر دم اگر بودی
به راهش روی افتادن رشک بی ره و رو را
چنین آشفته و رسوا به کوی او مرو جامی
مبادا کز تو عار آید سگان آن سر کو را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو را
که عاشق مد احسان می شمارد چین ابرو را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 430
به هر تردامنی منمای آن آیینه رو را
مبادا زنگ خجلت سبز سازد حرف بدگو را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 431
تهی چشمان چه میدانند قدر روی نیکو را
نباشد جز گرانی بهره از یوسف ترازو را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 432
به خلوت مژده نزدیکی یارست پهلو را
فریب امتحان پاکبازی داده ام او را
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 20
Sources
Persian text source: Ganjoor

