غزل شمارهٔ 361
Toggle stanza 1هر دم از کوی تو خواهم من شیدا بروم
11
هر دم از کوی تو خواهم من شیدا بروم
جان سپارم به سگانت تن تنها بروم
22
می شوم باز پشیمان که نه مقدور من است
که به جایی که تو باشی من ازانجا بروم
33
گرگشایند در روضه رضوان حاشا
که ازین در به تمنای تماشا بروم
44
طوطیم بی سخنت زین قفس تنگ بجان
بگشا لب که به شکر تو شکرخا بروم
55
با تو بیماری خود را چه دهم شرح که هست
هر دو پیش تو یکی گر بزیم یا بروم
66
عشق من با تو قدیمیست نیم چون دگران
کایم امروز به کوی تو و فردا بروم
77
چند گویی که برو جامی ازین دربگشا
عقده زلف ز پای دل من تا بروم
Sources
Persian text source: Ganjoor

