غزل شمارهٔ 202
Poet: Jami
Toggle stanza 1زآتش عشقت علم زد رشته جانم چو شمع
11
زآتش عشقت علم زد رشته جانم چو شمع
اشک شد یکسر تنم وز دیده می رانم چو شمع
22
اینچنینم کآتش عشق تو در دل خانه کرد
خواهد آخر سر برآورد از گریبانم چو شمع
33
بر امید بوی تو یا پرتوی از روی تو
روز در باغم چو گل شب در شبستانم چو شمع
44
امشب ای صبح سعادت چند سوزم بی رخت
روی بنما تا به رویت جان برافشانم چو شمع
55
دیده ام تا زنده خود را کار من جز گریه نیست
طرفه تر حالی که با این گریه خندانم چو شمع
66
مانده ام حیران حال خود که با این ضعف تن
چون میان آب و آتش زنده می مانم چو شمع
77
هر شبم گویی که جامی چند سوزی بهر من
چون کنم جز سوختن کاری نمی دانم چو شمع
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

