Toggle stanza 1
در هر گذر که بی گه و گاهی نشسته ام
1

در هر گذر که بی گه و گاهی نشسته ام

بهر رسیدن چو تو ماهی نشسته ام

2

گویند یک نگاه ز دور از توام بس است

من هم در آرزوی نگاهی نشسته ام

3

هرگز چو پیش روی تو راهم نمی دهند

بی راه و روی بر سر راهی نشسته ام

4

پیش درت به خاک مذلت فتاده ام

گویی به صدر مسند جامی نشسته ام

5

دور از تو زیستن گنه آمد مرا مران

کاین جا برای عذر گناهی نشسته ام

6

چون نیست محرمی که زنم پیش او دمی

دمساز اشک و همدم آهی نشسته ام

7

جامی صفت گرفته به کف عرض حال خویش

در شاهراه موکب شاهی نشسته ام

Sources

Persian text source: Ganjoor