غزل شمارهٔ 634
Toggle stanza 1عمری ست دل به مهر و وفای تو بسته ایم
عمری ست دل به مهر و وفای تو بسته ایم
پیوند با تو کرده و از خود گسسته ایم
زهاد و خلد نسیه و اوباش و عیش نقد
ما خود به دولت غمت از هر دو رسته ایم
ما را چو در حریم وصال تو راه نیست
دل پر امید بر سر راهت نشسته ایم
با خود خیال آرزویی بسته هر کسی
ما دیده از دو عالم و دل در تو بسته ایم
بس خسته خاطریم ز بیداد تو ولی
هرگز دلت به تیغ شکایت نخسته ایم
چون صوفیان که نکته توحید بشنوند
هر جا گذشته ذکر تو از جای جسته ایم
گفتم شکسته ای دل جامی به عشوه گفت
آخر چه شد نه جام مرصع شکسته ایم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
مگسل ز ما که بهر تو از خود گسسته ایم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1401
دست طمع ز مایده چرخ شسته ایم
از جان سخت خود به شکم سنگ بسته ایم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5832
از دست رفت فرصت و ما پا شکسته ایم
در راه آرمیده چو منزل نشسته ایم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5833
Sources
Persian text source: Ganjoor

