غزل شمارهٔ 606
Poet: Jami
Toggle stanza 1زار می نالم و کس نیست که گوید حالم
11
زار می نالم و کس نیست که گوید حالم
پیش آن ماه که از دوری او می نالم
22
پای هر جا نهد آن سرو کنم روز به چشم
چون شود شب روم و دیده بر آنجا مالم
33
غنچه گو ناز مکن هر دم و گل نیز که من
بلبل باغ توام وز همه فارغ بالم
44
هست هر برگ گلی بی تو مرا داغ دلی
وه که باغ و چمن آتشکده شد امسالم
55
آن دو رخ در نظر از موی میان هیچ مگو
زانکه این نکته دقیق و من مسکین لالم
66
قرعه وصل زدم یار ز رخ پرده فکند
لله الحمد که بس خوب برآمد فالم
77
لطف او گفت کمین بنده مایی جامی
رفت بر چرخ برین کوکبه اقبالم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

