غزل شمارهٔ 805
Poet: Jami
Toggle stanza 1روی برتابی ز من هرگه که بینم سوی تو
روی برتابی ز من هرگه که بینم سوی تو
حیف می داری که افتد چشم من بر روی تو
گفتیم خواهی ازین پس ترک خوی بد گرفت
این مگو با من که من نیکو شناسم خوی تو
دل چو طوماری ست در هر پیچ او صد حرف شوق
خواهمش از رشته جان بست بر بازوی تو
زیر پا افتاده دلهای بتان سنگدل
باشد از ریگ بیابان بیشتر در کوی تو
جان چه آرم در مقابل چون تو بگشایی میان
نیست نقد هر دو عالم قیمت یک موی تو
همچو ماه نو کند از شرم تو پهلو تهی
گر فتد خورشید تابان فی المثل پهلوی تو
قد جامی گفته ای خم چون هلال از بهر چیست
گر بگویم راست از میل خم ابروی تو
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بس که تندی کرد با پهلونشینان خوی تو
تیغ می لرزد چو برگ بید در پهلوی تو!
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6476
ای زبان شعله از زنهاریان خوی تو
شاخ گل لرزان ز رشک قامت دلجوی تو
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6477
برنمی آید کسی با خوی یک پهلوی تو
هست یک پهلوتر از خواب جوانان خوی تو
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6478
نافه چین را گریبان پاره سازد موی تو
بوی پیراهن گره بندد به دامن بوی تو
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6479
شاه خوبانی و ترکان خطا هندوی تو
سرکشان را طوق گردن حلقه گیسوی تو
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 804
چون به مسجد بینمت ای قبله من روی تو
پشت بر محراب خواهم روی در ابروی تو
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 806
Sources
Persian text source: Ganjoor

