غزل شمارهٔ 388
Poet: Jami
Toggle stanza 1کو صبا تا ره به سرو خوش خرام من برد
11
کو صبا تا ره به سرو خوش خرام من برد
گه سلام او رساند گه پیام من برد
22
در بیان شوق او هر لحظه چون اوراق گل
دفتر رنگین ز اشک لاله فام من برد
33
نامه من کی تواند برد قاصد پیش یار
چون ندارد هرگز آن یارا که نام من برد
44
شد دلم چون نافه خون تا آمد آن آهو به دام
وای من گر عشوه دهرش ز دام من بود
55
از خدا خواهم رسولی در دعا هر صبح و شام
تا به یار من دعای صبح و شام من بود
66
شد ز جام صبر کام عیش من تلخ ای طبیب
شربتی فرما که این تلخی ز کام من برد
77
ساقی بزمم خیال آن لب آمد جم کجاست
تا چو جامی جرعه عشرت ز جام من برد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

