Toggle stanza 1
به هر که هست چو شیر و شکر درآمیزی
1

به هر که هست چو شیر و شکر درآمیزی

مرا ببینی و از من ز دور بگریزی

2

هزار حیله کنم تا رسم به صحبت تو

هنوز پیش تو من نانشسته برخیزی

3

بکش مرا و مکن قصد دیگران تاکی

به قصد کشتن من خون دیگران ریزی

4

ز طره ات دلی آویخته به هر سو موی

نبود طره مشکین بدین دلاویزی

5

بود ز سنگ جفات استخوان من شده آرد

پس از وفات اگر خاک قالبم بیزی

6

ز فرق تا به قدم فتنه ای و گاه قیام

هزار فتنه به تاراج ما برانگیزی

7

بلای دنیی و دینند نیکوان جامی

نه طور عقل بود کز بلا نپرهیزی

Sources

Persian text source: Ganjoor