غزل شمارهٔ 849
Poet: Jami
Toggle stanza 1ای خطت نقشی ز نو انگیخته
ای خطت نقشی ز نو انگیخته
مشک تر پیرامن گل ریخته
با خیال لعل رنگ آمیز تو
آب چشم ما به خون آمیخته
دارم از زلف تو صد پاره دلی
هر یک از مویی دگر آویخته
آهوان دیده فریب چشم تو
هر کدام از گوشه ای بگریخته
چشم من هر شب به جست و جوی دل
خاک کویت را به مژگان بیخته
تا سر زلف تو از کف داده ام
رشته جان از تنم بگسیخته
جامی از وصف میانت قاصر است
گرچه هر دم صد خیال انگیخته
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
پر بکنده، چنگ و چنگل ریخته
خاک گشته، باد خاکش بیخته
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 89
من نه ارزیزم ز کانِ انگیخته
من عزیزم از فلک بگریخته
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 370
ای نقاب از روی ماه آویخته
صبح را با ماهتاب آمیخته
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 371
ای ز چشمم اشک خونین ریخته
خون مردم را به خاک آمیخته
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 275
Sources
Persian text source: Ganjoor

