Toggle stanza 1
غمت روز مرا رسم شب آموخت
1

غمت روز مرا رسم شب آموخت

دلم را تاب و جانم را تب آموخت

2

مکن در گریه هر دم عیب چشمم

که این گوهرفشانی زان لب آموخت

3

ندیدم هیچ مذهب خوشتر از عشق

خوشا آن راهرو کین مذهب آموخت

4

فرو شوی ای معلم لوح بیداد

که یار این حرف پیش از مکتب آموخت

5

ستادن نیست اشکم را ندانم

که این سیر از کدامین کوکب آموخت

6

دلم دور از رخت تا صبحدم دوش

به ماه و زهره آه و یارب آموخت

7

نجوید جز شراب لعل جامی

ازان دم کز لبت این مشرب آموخت

Sources

Persian text source: Ganjoor