غزل شمارهٔ 864
Poet: Jami
Toggle stanza 1تعالی الله زهی شاه یگانه
تعالی الله زهی شاه یگانه
زهی حسن و جمال جاودانه
درین بتخانه هر نقشی که بینم
تویی مقصود ما دیگر بهانه
نبیند چشم عارف عارض و خال
نجوید مرغ قدسی آب و دانه
اگر خوانی ز عشقم داستانی
نخوانی عشق مجنون جز فسانه
مجو اسرار عشق از شیخ خلوت
چه داند نطق طوطی مرغ خانه
میانت را چنان خواهم در آغوش
که مویی هم نگنجد در میانه
گذر کن بر سر جامی که دارد
سر خدمت به خاک آستانه
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سحرگاهان، که مخمورِ شبانه
گرفتم باده با چنگ و چَغانه
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 428
مکن راز مرا ای جان فسانه
شنیدستی مجالس بالامانه
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2346
تب و تابی که باشد جاودانه
سمند زندگی را تازیانه
Allama IqbalArmaghan-e Hijazحضور ملتبخش 15 - تعلیم
نهنگی بچه خود را چه خوش گفت
به دین ما حرام آمد کرانه
Allama IqbalArmaghan-e Hijazحضور ملتبخش 17 - نهنگ با بچهٔ خویش
فغان از دست آن کاتب که کلکش
به بیش و کم نویسی شد فسانه
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 31
منم امروز و اشک دانه دانه
که رفت از چشمم آن در یگانه
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 866
Sources
Persian text source: Ganjoor

