Toggle stanza 1
دی دولتم مساعد و اقبال بنده بود
1

دی دولتم مساعد و اقبال بنده بود

کان آفتاب سایه به حالم فکنده بود

2

سرو قدش فلک نپسندید در برم

ور نی ز باغ عمر همانم بسنده بود

3

بارنده همچو ابر ازان گشت چشم من

کایام وصل یار چو برق جهنده بود

4

بر شاخ گل که پیش رخش لاف لطف زد

خندید غنچه در چمن و جای خنده بود

5

وصلش مجو در اطلس شاهی که دوختند

این جامه بر تنی که نهان زیرژنده بود

6

آخر ز خون دیده روان ساخت کوهکن

آن جوی سنگ را که پی شیر کنده بود

7

جامی به ناخوشی غمش عمر بگذراند

خوش داشت خویش را دو سه روزی که زنده بود

Sources

Persian text source: Ganjoor