غزل شمارهٔ 315
Poet: Jami
Toggle stanza 1مرا بر هر زمین از دیده اشک لاله گون آید
11
مرا بر هر زمین از دیده اشک لاله گون آید
دمد آنجا گل حسرت وز آن گل بوی خون آید
22
شبی خواهم به خواب آید مرا آن ماهرو لیکن
کسی را کز چنان رو دور ماند خواب چون آید
33
خدا را ای فسونگر درد سر کم ده که هجر او
نه زانسان برد خوابم کان به تعویذ و فسون آید
44
اگر گردون به هم سنجد غم مجنون و درد من
نه مردم گر نه دردم از غم مجنون فزون آید
55
نوای ساز عشرت بزم خسرو را بود لایق
صدای ناله بس فرهاد را کز بیستون آید
66
خرامان می رسد وز شوق خواهم سینه بشکافم
که با آن قامت رعنا به جان و دل درون آید
77
مرنج ار جامی از خاک درت آوارگی جوید
که بخت خوابناک او را بدینها رهنمون آید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

