غزل شمارهٔ 291
Poet: Jami
Toggle stanza 1بیا ای آرزوی جان عاشق
11
بیا ای آرزوی جان عاشق
دوای درد بی درمان عاشق
22
کرام الکاتبین ننوشته حرفی
بجز عشق تو در دیوان عاشق
33
اگر فردا نه دیدار تو باشد
شود باغ جهان زندان عاشق
44
هزاران نوح را کرده ست غرقه
به گرداب فنا طوفان عاشق
55
به کنج فقر و کوی نامرادی
اگر یک شب شوی مهمان عاشق
66
کباب از دل شراب از دیده بینی
مهیا ساخته بر خوان عاشق
77
بجز خون جگر هرگز مرادی
غمت ننهاده در دامان عاشق
88
به خاک کشتگان آن نیست لاله
علم زد آتش پنهان عاشق
99
ببین نظم خوش جامی که نشکفت
چنین گل هرگز از بستان عاشق
Sources
Persian text source: Ganjoor

