Toggle stanza 1
زما همی گذری و به ما نمی نگری
1

زما همی گذری و به ما نمی نگری

چه جرم رفت و جنایت چرا نمی نگری

2

ز جور آنکه قفا سوی ما کنی و روی

همی کنیم فغان وز قفا نمی نگری

3

هزار سوخته دل از پی تو وای کنان

چه شوخ چشم نگاری که وا نمی نگری

4

چه کافری تو که هیچ از خدا نمی ترسی

به هیچ بنده برای خدا نمی نگری

5

خوش است از نظر لطف شاه حال گدا

تو شاه حسنی و حال گدا نمی نگری

6

هزار جا سر راهت گرفته هرکس و تو

ز ناز سوی کسان هیچ جا نمی نگری

7

به پیش پای تو جامی همی نهد سر خویش

ولی چه سود چو تو پیش پا نمی نگری

Sources

Persian text source: Ganjoor