Toggle stanza 1
چند فروزم چراغ از علم آه خویش
1

چند فروزم چراغ از علم آه خویش

بزم مرا ده فروغ از رخ چون ماه خویش

2

بیرهی از حد گذشت تیغ سیاست بکش

درد سر عاشقان دور کن از راه خویش

3

هر که به میم دهانت چشم گشاید چو «هی »

میل کشم به دیده اش از «الف » آه خویش

4

شیخ سحرخیز یافت ذوق شراب صبوح

ساخت دعای قدح ورد سحرگاه خویش

5

ذکر قدت در چمن رفت به بانگ بلند

سرو خجالت کشید از قد کوتاه خویش

6

دل ز سجود درت مرتبه قرب یافت

بنده ز خدمت شود خاصگی شاه خویش

7

روی نکوی تو خواست جامی ازین پس مدار

دور ازین خاک در روی نکوخواه خویش

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 502 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood