غزل شمارهٔ 875
Toggle stanza 1منم اکنون به سر کوی وفا خاک شده
11
منم اکنون به سر کوی وفا خاک شده
هر چه جز عشق تو ز آلایش آن پاک شده
22
مرهم ریش کسانی و ازین درد مرا
سینه مجروح و دل افگار و جگر چاک شده
33
تند مخرام و ببین هر طرفی شیفته ای
فتنه بر شیوه آن قامت چالاک شده
44
منکر عشق مشو خواجه که بدنامی عشق
همه زین هرزه روی چند هوسناک شده
55
شعله در خوشه پروین زده و خرمن ماه
شرری کز دل گرمم سوی افلاک شده
66
چشم مست تو که می داشت به مردم نظری
دور ما آمده خونخواره و بی باک شده
77
هم عنان با دگرانی تو و مسکین جامی
مانده از دور دلی بسته فتراک شده
Sources
Persian text source: Ganjoor

