Toggle stanza 1
منم اکنون به سر کوی وفا خاک شده
1

منم اکنون به سر کوی وفا خاک شده

هر چه جز عشق تو ز آلایش آن پاک شده

2

مرهم ریش کسانی و ازین درد مرا

سینه مجروح و دل افگار و جگر چاک شده

3

تند مخرام و ببین هر طرفی شیفته ای

فتنه بر شیوه آن قامت چالاک شده

4

منکر عشق مشو خواجه که بدنامی عشق

همه زین هرزه روی چند هوسناک شده

5

شعله در خوشه پروین زده و خرمن ماه

شرری کز دل گرمم سوی افلاک شده

6

چشم مست تو که می داشت به مردم نظری

دور ما آمده خونخواره و بی باک شده

7

هم عنان با دگرانی تو و مسکین جامی

مانده از دور دلی بسته فتراک شده

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 875 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood