غزل شمارهٔ 124
Poet: Jami
Toggle stanza 1خطت گرد لب آن مشکین نبات است
11
خطت گرد لب آن مشکین نبات است
که رسته بر لب آب حیات است
22
به هر کس دارد آن چشم التفاتی
به حال ما چرا بی التفات است
33
به راه کعبه وصلت دو چشمم
یکی چون دجله وان دیگر فرات است
44
زکات لب بده ای نامسلمان
که یک رکن از مسلمانی زکات است
55
به قتل من براتی دارد از مشک
رخت کز وی نه امکان نجات است
66
لبت آمد نگینی لعل کز خط
سیه کرده پی مهر برات است
77
ز سعدی نیست تا جامی جز این فرق
که یکسر شعر جامی طیبات است
Sources
Persian text source: Ganjoor

