Toggle stanza 1
با تو یک دم بخت من همدم نمی سازد مرا
1

با تو یک دم بخت من همدم نمی سازد مرا

در حریم وصل تو محرم نمی سازد مرا

2

با غم مهجوری و اندیشه دوری خوشم

خاطر شاد و دل خرم نمی سازد مرا

3

دیگران را شاد دار ای جان به وصل خود که من

عاشق غمخواره ام جز غم نمی سازد مرا

4

خواهم اندر عالمی دیگر ز هجرت خانه ساخت

دیگر آب و خاک این عالم نمی سازد مرا

5

بهر تسکین دل افگار من مسکین طبیب

ساخت صد مرهم ولی مرهم نمی سازد مرا

6

نیست سوز عشق را جز صبر چیزی سازگار

آزمودم بارها آن هم نمی سازد مرا

7

هر نفس جامی مدم بر من فسون عافیت

با بلا خو کرده ام این دم نمی سازد مرا

Sources

Persian text source: Ganjoor