Toggle stanza 1
منم عاشق و بیدل و مبتلا
1

منم عاشق و بیدل و مبتلا

ز عشق تو افتاده در صد بلا

2

کشیده ست خوان بلا عشق تو

زند عالمی را به آن خوان صلا

3

ز ورد تلاوت مرا بازداشت

سرود غمت در خلا و ملا

4

کی آید تلاوت ز دستم چو من

زدم دست در تن تلا لاتلا

5

فروغ رخت از پس صد حجاب

دهد دیده را نور و دل را جلا

6

چو راندی چنین آخرم کاشکی

نمی خواندیم سوی خویش اولا

7

رسانید جامی غم دل به عرض

فان شئت فاسمع و الا فلا

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 442 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood