Toggle stanza 1
چون تو در شهر مهی از من دلداده چه لایق
1

چون تو در شهر مهی از من دلداده چه لایق

که نباشم به سر کوی تو آشفته و عاشق

2

آن که با روی نکو داد تو را پایه عذرا

چه عجب گر دهد از عشق مرا منصب وامق

3

گو طبیبم ز غم عشق تو پرهیز مفرما

که مزاج من بیمار به عشق است موافق

4

دل و جان بسته زلفت به رخت مهر چه ورزم

عشق را شرط نخستین چه بود ترک علایق

5

جیب جان هر سحری می درم از مهر جمالت

نیست جز صبح درین قصه مرا شاهد صادق

6

گشتم از عشق تو بیمار گذر کن به سر من

کین مرض را نتوان یافت طبیبی چو تو حاذق

7

جامی از صدق وفا دل به نگاری ده و بگسل

ز حریفان ریایی و رفیقان منافق

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 529 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood