غزل شمارهٔ 601
Toggle stanza 1من غایبانه عاشق آن روی مهوشم
11
من غایبانه عاشق آن روی مهوشم
بی منت نظر به خیالی ازو خوشم
22
شد شوق تو فزون به تماشای سرو و گل
بالا گرفت ازین خس و خاشاک آتشم
33
غش می کنم به یاد لب لعل دلکشت
از جام دور می نرسد باده بی غشم
44
وصلت به هیچ نقش میسر نشد مرا
صد بار چهره گرچه به خون شد منقشم
55
چشم امل به چشمه کوثر چرا نهم
از جام نیم خورد تو گر جرعه ای چشم
66
جامی ز زر و گوهر اگر جیب من تهی ست
حاشا که فکر بیهده دارد مشوشم
77
این بس مرا که شد صدف در شاهوار
گوش زمانه از گهر نظم دلکشم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

