Toggle stanza 1
به کوی عزلتم ویرانه ای هست
1

به کوی عزلتم ویرانه ای هست

ز نقد وقت درویشانه ای هست

2

به دستم تا ز هستی دست شویم

ز خم نیستی پیمانه ای هست

3

مکن دورم که دارد ذوق دیگر

به گرد شمع چون پروانه ای هست

4

چو بر دیوانگان می افکنی سنگ

نمی گویی مرا دیوانه ای هست

5

چه خوی است اینکه سوی آشنایان

نیاری روی تا بیگانه ای هست

6

اگر خانه نباشد خوب غم نیست

چو از خوبان تو را همخانه ای هست

7

مخور جامی فریب سبحه خوانان

که دامی هست هر جا دانه ای هست

Sources

Persian text source: Ganjoor